|
17 - مطالبه حق
پس از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) وقتى كه ابوبكر بر مسند خلافت نشست باغ
فدك را كه از آن پيامبر (صلى الله عليه وآله ) بود و به فاطمه (عليهاالسلام ) مى
رسيد، ضبط كردند.
على (عليه السلام ) به فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: برو نزد ابوبكر و ارث خودت را
از او بگير، فاطمه (عليهاالسلام ) نزد ابوبكر آمد و فرمود: ارثى كه از ناحيه پدرم
رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) به من رسيده به من رد كن .
ابوبكر گفت : پيامبران ارث نمى گذارند
فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) فرمود: آيا سليمان از پدرش داوود ارث نبرد؟
(29).
ابوبكر خشمگين شد و گفت : پيامبر ارث نمى گذارد.
فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) فرمود: آيا (طبق آيه 5 و 6 سوره مريم ) زكريا به خدا عرض
نكرد: فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب .
به من از پيشگاهت ، جانشينى ببخش كه وارث من و آل يعقوب باشد.
ابوبكر باز همان سخن قبل را تكرار كرد كه پيامبر ارث نمى گذارد.
فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: آيا خداوند در قرآن نفرموده است كه : يوصيكم الله فى
اولاد كم للد كرمثل حظ الانثيين .
(30)
شما را در مورد فرزندانتان سفارش مى كنم كه براى پسر مطابق نصيب دو دختر است ابوبكر
باز همان جواب را داد و گفت : پيامبر از خود ارث نمى گذارد.
(31)
به اين ترتيب ، فاطمه (عليهاالسلام ) با استدلال قرآنى ، حق ارث خود را ثابت نمود،
ولى جواب مثبت به او داده نشد.
|